هر سال همین موقع ها ؛ تمام کانال های تلوزیون و رادیو به طرز کودکانه ای سعی در معرفی جبهه و هشت سال جنگ تحمیلی می کنند . تنها چیزی هم که دیدیم ؛ مصاحبه با خانواده و همرزمان شهیدان بوده و بس ! و باز تنها حرفی که از نزدیکان شهدا شنیدیم ؛قداست و پاکی بیش از حد آنها بوده و جمیعا در آخرین سفرشان ؛ از کل خانواده و آشنایان حلالیت طلبیده بودند !
تولد من درست مصادف بوده با آخرین سال جنگ یا حتی یک سال بعدش ! پس هیچ تصویر ذهنی ای نمی توانم از آن شرایط و ادم هایش داشته باشم . پس برای شناختش (اگر بخواهم بشناسم) باید رجوع کنم به برنامه های تلوزیون ؛ فیلم های دفاع مقدس و کتاب . بدبختانه همه اینها (بخوانید اکثریت) سعی بر معرفی غیر واقعی از جبهه دارند و نمی دانم چه اصراری به ساختن محیطی کاملا مذهبی و عرفانی از آن دارند !
کلاهتان را قاضی کنید ؛ تاثیر فیلم اخراجیها (که آنهم نقوصی داشت) در شناساندن جبهه به مردم بیشتر بود یا مصاحبه با خانواده شهدا ؟!
آژانس شیشه ای بیشتر مردم را تحت تاثیر قرار داد یا روایت فتح ؟
موج مرده مردم را متاثر تر کرد یا فیلم های “حاجی ؛ سیدتو کشتند ؟” !
بنده به عنوان یک جوان ایرانی بر خود واجب می دانم ؛ بدانم چرا و با چه هدف و سیاستی دهها هزار هم وطنم در جنگی کاملا نابرابر کشته شدند . ولی باور کنید تا زمانی که قرار باشد نگاهی فرا زمینی به آن آدم ها در فیلم ها و اثار اینچنینی باشد ؛ نه من ؛ بلکه هیچ نسل دومی و سومی ای قرار نیست دلی برای آنها بسوزاند و احیانا همزاد پنداری کند !