کنعان ؛ فیلمی که باید دیده شود

کنعان

کنعان

از مدت ها قبل ؛ تعریف ها و تمجید های زیادی از فیلم جدید زوج متفاوت سینمایمان ؛ فرهادی و حقیقی ؛ کنعان ؛ شنیده بودم و یقین داشتم این تعریف ها ابدا دور از واقعیت نیست ! تجربه خوش کارگران مشغول کارند و چهارشنبه سوری این نوید را می داد که بعد از دهها فیلم که چیزی جد تکرار نداشتند ؛ می توانم یک صبح شنبه را با فیلمی دیدنی شروع کنم.

۱- فیلم درست با همان تیپ تیتراژ و موسیقی متنی که دوست داشتم شروع شد ؛ کلاسیک و ساده ! اولین صحنه فیلم را هنوز یادم مانده ؛ مردی ۳۵ ؛ ۴۰ ساله با کت و شلوار و کرواتی که خبر از طبقه اجتماعی آن می داد(محمد رضا فروتن / مرتضی) ! صحنه بعد هم خانمی با همان وقار ؛ البته از نوع زنانه اش که می توانست خانم همان آقا باشد (ترانه علیدوستی / مینا) . از نگاه ها و رفتار های سرد و بی روح مرتضی و لیلا می شد فهمید که زندگی بر وفق مراد نیست و مشکی در کار است ؛ این می توانست همه داستان باشد ! پس اولین چیزی که می بایست در نظر می داشتم ؛ این فیلم هم مثل فیلم های قبلی حقیقی و فرهادی ، فیلمی بود از طبقه مرفه (و شاید روشنفکر جامعه) و البته دفدفه هایشان

۲- لیلا و مرتضی قرار است از هم جدا شوند. همه چیز خیلی خوب پیش می رود تا اینکه ۲ اتفاق مهم می افتند . لیلا متوجه بارداری خود می شود ؛ خواهر لیلا (آذر / افسانه بایگان) بعد از چند سال از آلمان بر می گردد . هر دوِ این اتفاقات درست در آخرین روزهای زندگی مشترک آنها اتفاق می افتند !

۳- از اولین صحنه ای آذر را می بینیم ؛ به عصبی بودن او پی می بریم . زنی چهل و چند ساله که سابقه فعالیت سیاسی دارد ، فرزند و مادرش را در غربت از دست داده و سابقه خودکشی هم دارد . همه اینها باعث می شود مینا همیشه نگران او باشد . رفتار آذر هم نشان می دهد گویا هنوز پتانسیل و رغبت خودکشی رادارد ؛ ولی جسارتش را نه !

۴- علی (بهرام رادان) دوست و همکلاسی میناست . هر دوی آنها شاگردان مرتضی بودند . علی نقش کوتاه و تاثیر گذاری در روند فیلم دارد. مثل بقیه شخصیت ها اصالتش هیچوقت فاش نمیشود . علی ؛ بعد از ازدواج مینا و مرتضی دانشکده را ترک می کند. علی عاشق مینا بود !

تمام توضیحی که میشود در مورد این فیلم داد ؛ همین بود ! حالا فکر کنید با این مواد اولیه ؛ چه فیلمی می شود ساخت ؟

داستان فیلم با محوریت تصمیم مینا برای طلاق می چرخد . با چهره ای از مینا در فیلم می بینیم ؛ می توانیم مطمئن باشیم که هیچ چیزی او را از تصمیمش باز نمی دارد. ولی این اطمینان درست در ثانیه های آخر فیلم از بین می رود ! مینا مستاسل میشود و تصمیم می گیرید بدون عشق ؛ زندگی به ظاهر مشترکش را با مرتضی ادامه دهد !

نکات دیگری از فیلم

  • آنقدر همه چیز با ریتم طبیعی و درستش اتفاق می افتد که فیلم اصلا شما را کسل نمی کند ! همه چیز همانجا که باید شروع و همانجا که باید تمام می شوند !
  • تنها لانگ شاتی که می بینید ؛ صحنه هاییست که مینا ؛علی؛آذر یا مرتضی از تراز خانه ؛ بیرون را نگاه می کنند ؛ درست در زمانی که به آخر خط می رسند ؛ شاید نوعی خلوت باخود !
  • بخش اعظمی از زیبایی فیلم ؛ بازیهای بدون کلام بازیگران است . به نظر من بهتری انتخاب بازیگری که میشد برای فیلم کرد ؛ همین ترکیب موجود است !
  • نمی دانم چرا ؛ ولی در جایی از فیلم کارگردان به بارزترین شکل ممکن عدم اعتقاد مینا را به خدا نشانمان می دهد . درست همانجایی که باید بگوید نذر کردم ؛ می گوید قول دادم ؛ به تو ؛ به خودم!
  • اگر فیلم را درست ببینید ؛ ساعت ها درگیرتان می کند . دیالوگ های فیلم را خوب گوش کنید ؛ تجربه جدیدی به خوبی “کارگران مشغول کارند” منتظر شماست !

امیدوارم خودتان را از دیدن این فیلم محروم نکنید !

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

یک نظر لـ “کنعان ؛ فیلمی که باید دیده شود”

  1. YASin می‌گه:

    man in filmo andaze mohaye saram didam kheli ba hash hal mikonam age mishe titvazh akharesh baram mail konid
    ba tashakor!!!

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |