خیلی بعید است که خواننده وبلاگ من باشید و از آش خور شدن قریب الوقوع من اطلاع نداشته باشید ! دوستانی که وبلاگ قبلی من رو می خوندند و احتمالا دیگه اینجا رو نمی خونن ؛ العان در این فکرند که من ۶ ماهی از دوران سربازیم رو گذروندم که کاملا هم حق به جانبشون هست ! حالا چرا اینطور فکر می کنند ؟
بنده اول قرار بود که تیرماه همین امسال به پادگان نامشخصی که هنوز هم مشخص نیست ؛ مشرف بشم ! ولی از اونجایی که تا آخرین لحظات ؛ امید به امر خطیر زیر آبی رفتن و “پیجاندن” خدمت مقدس داشتم ؛ روز های آخر دنبال معاف شدن به هر زور و ضربی بودم که نشد ! برای همین هم مسئولین محترم (و محترمه*) نظام وظیفه ؛ حالی اساسی به ما دادند و اجباری ما رو ۶ ماه عقب انداختند و ۳ ماه هم اضافه خدمت به عنوان شیرینی به ما تعارف نمی دند که بالاجبار قبول کردیم**
این ۶ ماه هم مثل برق و باد ؛ و باور کنید حتی سریعتر ؛ گذشت و اگر بد و بلایی نرسه ؛ ۱۹ دیماه ؛ عازم خواهم بود ! حالا چرا این اراجیف رو دارم اینجا می نویسم ؟!
۱- اگر ؛ خدای ناکرده ؛ طی ۲٫۵ آینه آمدید اینجا و دیدید خبری نیست ؛ بد به دلتون راه ندید و بدانید که نویسنده حقیر اینجا ؛ در حال پایکوبی (از اون لحاظ نه ؛ از این لحاظ) و حفظ و سیانت از ناموس هم وطنانش می باشد ؛ پس وقتی برای این جینگوکل بازی ها و وبلاگ نویسی ندارد ؛ کار مملکت مهم تر است !
۲- به هر حال قراره ۲ سال ناقابل در خدمت نظام محترم باشیم خوب ! از بد روزگار ؛ این ۲ سال ؛ احتمالا ؛ مهمترین سالهای زندگی من خواهد بود ! حالا اینقدر ارزش ندارد که روزشماری برای این مصیبت کبری راه بیاندازم !؟ جدای از شوخی ؛ این category را باز کردم که چه قبل و چه بعد از سربازی؛ سلسله مطالبی بنویسم در باب این امر خطیر ؛ تا هم شاید برای ما خاطره شود و برای شما حکم کلاس آموزش را پیدا کند !
۳- دلگیرم برادر ؛ آنقدر از این “اجبار بی مفهوم” دلگیر و شاکی ام که نمی دونم به کی بگم ! حتی فکر جداشدن از کار و بار و زندگی هم تنم رو می لرزونه … باشد که درددل کنیم ؛ تا آرام بگیریم …
* = تمام پرسنل پذیرش نظام وظیفه ، بانو می باشند !
** = میگم این اضاف ها بخشیده میشه ! راست می گن ؟!

