سه شنبه که برای گرفتن بلیط تئاتر کرگدن رفتم تئاتر شهر ؛ دیدم نمایش “کارناوال با لباس خانه” چیستا یثربی هم در حال اکرانه . بلیط گرفتم و منتظر شروع اجرا شدم .
نمایش تو سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر اجرا می شد که از نظر ظرفیت ؛ امکانات و… انگشت کوچیکه سالن اصلی هم نمی شد ! هم خیلی کوچیکتر بود ؛ هم دید آدم به صحنه فوق العاده کم ؛ کلا امکانات نبود!
نمایش با چند دقیقه ای تاخیر و با عرض تسلیت خانم یثربی بابت فوت احمد آقالو شروع شد . یه موسیقی دلنشین فرانسوی آدم رو مطمئن می کرد که با یه نمایش کلاسیک با جمله های اتو کشیده روبروه ؛ ولی شوخی ها و بعضا گستاخی های بازیگرا این خیال واهی رو به کل از سرم بیرون کرد !
“کارناوال با لباس خانه” زندگی آدم های مختلفی رو نشون میده که از بیمای روانی خودشون رنج می برند . بیماری شکاکه ؛ وسواسیه ؛ خیال پردازه ؛ توهم داره و…
کل نمایش بازی های خوب و قابل قبولی داشت . بارزترین ویژگی ای که این نمایش داشت ؛ دخیل کردن تماشاگر در روند تئاتر بود . گاهی بازیگر ها تماشاچی ها رو مورد خطاب قرار می دادن ؛ از اونها سوال می کردند یا به طور مشخص در یک اپیذور ؛ بازیگر داستان رو برای بیننده ها تعریف می کنه.
تا دلتون هم بخواد ؛ “کارناوال…” پره از تیکه های +۱۸ ! شوخی هایی که احساس کردم تا حدود زیادی نمایش رو مبتذل کرده … شوخی هم حدی داره !
در کل به نظر من نمایشی که می آد یه مبحث مهم ؛ مثل روانشناسی رو مطرح می کنه ؛ خیلی خوبه که یه جمع بندی هم داشته باشه یا حداقل یه راهکار ؛ هرچند کوتاه ! ولی شما فقط و فقط مشکل رو می بینید ؛ بدون اینکه کوچکترین سرنخی برای رفعش داشته باشید !

کلا با مقوله ابتذال و مبتذل مشکل ندارم
ولی برای تئاتر اسم قابل هضمی(درست نوشتم؟) نیست
.
مممممممم
بلاگ جالبیه
موندم چرا نظر ندارین !!!!!!!!!!!