یک شب خوب

امشب شب خیلی خوبی بود – چند مقاله و یادداشت خیلی خوب خوندم . چند جمله خوندم که فکر می کنم تا مدتی به یادم بمونه . خوندن یک کتاب تازه رو شروع کردم . برای وبلاگ عزیزی کامنت گذاشتم . یه فیلم خوب دیدم . چند نخ سیگار کشیدم . به چند تا از دوستام sms زدم و با چند تاشون صحبت کردم . چند تا از محبوب ترین آهنگ هام رو گوش دادم . چند تا عکس خوب دیدم و حاقل با یه مفهوم فلسفی آشنا شدم ! تازه به همه اینها آب هویجی که بابا جانم برام گرفت رو اضافه کنید !

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

برچسب:

یک نظر لـ “یک شب خوب”

  1. vahid می‌گه:

    بهت تبریک می گم
    وبلاگ قشنگی داری
    همیشه وقتی دستنوشته های یکی رو میخونم یا به وبلاگهایی مثل وبلاگ تو سر میزنم اول یه کم دلم می گیره بعدش هم تصمیم میگیرم که شروع کنم به نوشتن
    حاصل کل این تصمیم ها هم چندین تا دفتر خاطراته که فقط صفحات اولش پر شده و دو سه تا وبلاگ و سایت خاک گرفته با یکی دو تا پست (( همینطور می خواستم اینها را به یکی بگم گفتم به تو بگم ))
    بگذریم
    یه سول ازت داشتم به عنوان کسی که فعلا دوران سخت سربازی را می گذرونه
    میخواستم بدونم حقیقتا چه قدر سخته و اینکهبه نظرت ارزشش رو داره که برای اینکه سربازی نرم چندین سال سختی غربت ررا تحمل کنم و برای تحصیل به یک کشور دیگه برم ؟
    منتظر جوابت هستم
    موفق باشی

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |