آه !
باز هم عید ، عید دیدنی ، عیدی ، هفت سین ، خرید ، دید و بازدید ، میهمان ، سبزی پلو ماهی ، خونه مامان بزرگ…
اکثر مردم عید رو دوست دارند . دوست داررند چون وارد یک سال جدید میشن و بهونه ای پیدا می کنن برای خرید کردن در حجم زیاد . دوست دارند چون می تونن چند روزی رو توی خونه بمونند و ۲۴ ساعته سریال ، فیلم ، جشن و غیره ببیند . دوست دارند چون می تونند برن خونه دایی ها و عموها و خاله هاشون ، سرخوشانه هر چیز مزحکی رو یاد هم بیارن و دقایقی بخندند و مقدار زیادی آجیل و میوه بخورند . ولی برای من که همه اینها برام عین کابوسه ، عید معمولا جذابیتی نداره !
حقیقتا هیچوقت نداشت ! حتی وقتی که بچه بودم ، فقط شوق عیدی گرفتن رو داشتم و البته ۱۳ روز (چقدر نحس !) مدرسه نرفتن ! هیوقت به خاطر دیدن اقوام ، خوردن ، بازی و لباس نو خوشحال نمی شدم . اصلا من آدم بی خودی هستم !
اینها را نگفتم که این چند ساعت مونده به عید رو با افکار مالیخولیاییم آشناتون کنم ! اینها رو گفتم که بفهمید امروز هم یک روزه مثل بقیه روزهای خدا ! با این تفاوت که اجداد ما که ید طولایی در برگزاری انواع چشن ها و بزم ها داشتند ، یه مقدار تزئینش کردند و به ضرب هفت سین و ۴شنبه سوری و… خواستند ما رو دچار این توهم بکنند که امروز خیلی روز مهمیه !
به هر حال ما که دیروزمون با امروزمون و احتمالا با فردامون هیچ فرقی نخواهد داشت ! فقط از این به بعد روی برگ مرخضی سربازی ، اون قسمت آخرش که سال رو می نوشتم ؛ از این به بعد به جای ۸۷ باید بنویسم ۸۸ ! خوشمان باشد …
من در سالی که گذشت:
سال ۸۷ ، انصافا سال خوبی بود . سالی بود که با یک مسافرت جانانه شروع شد . بعد هم چند مسافرت کوتاه دیگه . سالی بود که بهترین کتاب های عمرم رو خوندم . چند دوست خیلی خوب پیدا کردم . تجربه های خیلی خیلی مفیدی پیدا کردم . تونستم به حداقل ۳ عادت بدم فائق بیام . و مهمتر از همه سخت ترین قسمت سربازیم رو گذروندم . خدا رو شکر ، سال گذشته خبر بدی دریافت نکردم و در مقابل خبر خیلی خوشی هم دستگیرم نشد ! وبلاگم رو راه انداختم که خودم خیلی دوستش دارم و هنوز هیچی نشده برام پره از خاطره ! گوشی موبایل ، نوت بوک ، دوربین و دکوراسیون نو خریدم که کلی با هر کدومشون حال کردم ! برند ِ سیگارم رو عوض کردم ! و آخریش هم کلی کتاب خریدم که تصمیم دارم تو این چند روز تعطیلی چند تاییشون رو بخونم ! گفتم که ، سال بدی نداشتم !
و اما به قول یکی از دوستان : امیدوارم سال ۸۸ طوری باشه که تا آخر عمرتون مدام بگید ، عجب سالی بود این سال ۸۸ ! هیچ سالی به خوبی این سال نبود !
فعلا ، یک سالی خدا نگهدار !
—-
پ.ن:یک کاری که امسال ، یعنی همین العان می خوام بکنم اینه که بشینم کارهایی که تو سال گذشته کردم رو فهرست کنم . همینطور کارهایی که می خوام تو سال آینده بکنم . به خودم به سال گذشته نمره بدم و برای برنامه های سال بعد آشنا بشم ! فکر جالبی نیست ؟
برچسب: عيد