وقتی شونزده سالم بود ، از دامادمون ، که تازه دامادمون شده بود ، پرسیدم : عاشق شدن یعنی چی ؟ نگاهی بهم کرد و لبخندی زد و گفت : وقتی از خودت خالی شدی و از معشوق پر شدی ، یعنی عاشق شدی
از اون روز (که فکر می کردم عاشق شدم) تا حالا (که فکر می کنم عاشقم) این جمله سنگ محک من شده برای اینکه بفهمم عاشقم یا نه !
۴ سال از اون روز گذشته . کلی بزرگتر شدم . محیطم کلا عوض شده ؛ ادم های زیادی به دایره نزدیکانم اضافه شدند و ادم های زیادی کم . افکارم کلا عوض شده . خیال می کنم پخته تر شدم . خیال می کنم آدم بهتر و مهمتری شدم . همه چیزم دگرگون شده الا حسم به او…
هنوز دنبال اینم که بهمم خالی شدم از خود ؟ پر شدم از او ؟ چطور بفهمم ؟ مجالش نبوده تا امروز !
برای امروز من ، دعای خیر کنید لطفا !
برچسب: عشق
عاشق که می شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است، نه آنی که نیستی