سلام مامان
خوبی ؟
هیچوقت فکر نمی کردم نوشتن چند خط برای تبریک گفتن تولدت اینقدر سخت باشه . اول خواستم از خوبیهات تعریف کنم ، از “مادری” کردن هات . از صبوریهات ، از مهربونی هات … ولی نتونستم ، یعنی نه اینکه نتونم ها ، نتونستم اون چیزی که می خواستم رو بیان کن . هیچوقت تو نوشتن احساسم اینقدر درمونده نشده بودم…
چون می دونم خیلی کار داری ، باید غذای من و بابا رو درست کنی ، به کارهای خونه برسی ، ظرف بشوری ، جارو بزنی و… زیاد عرض تبریکم رو طولانی نمی کنم
تولدت رو که هر سال یادم میاره یکی رو دارم که دوستم داره و دوستش دارم رو به تو نه ، به خودم تبریک می گم .
همیشه ، باشی