به بهانه روز آمدنت

سلام مامان

خوبی ؟

هیچوقت فکر نمی کردم نوشتن چند خط برای تبریک گفتن تولدت اینقدر سخت باشه . اول خواستم از خوبیهات تعریف کنم ، از “مادری” کردن هات . از صبوریهات ، از مهربونی هات … ولی نتونستم ، یعنی نه اینکه نتونم ها ، نتونستم اون چیزی که می خواستم رو بیان کن . هیچوقت تو نوشتن احساسم اینقدر درمونده نشده بودم…

چون می دونم خیلی کار داری ، باید غذای من و بابا رو درست کنی ، به کارهای خونه برسی ، ظرف بشوری ، جارو بزنی و… زیاد عرض تبریکم رو طولانی نمی کنم

تولدت رو که هر سال یادم میاره یکی رو دارم که دوستم داره و دوستش دارم رو به تو نه ، به خودم تبریک می گم .

همیشه ، باشی

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |