و ما پایه تر شدیم …

تو پادگان ما هر سرباز یه کد پرسنلی داره که یه قسمتی ازاون کد ؛ دوره سربازیش هست . مثلا من دوره ۱۶۶ هستم و دوره بعد از من ۱۶۷ و همینطور بیا بالا ! روز اولی که از آموزشیاومده بودیم و تازه وارد یگان شده بودیم ، هر کیرو نگاه می کردی ازمون پایه تر بود ! یعنی چس ماه (بخوانید اندک ماه) مطلق ! اصلا حس خوبی نیست که همه نسبت بهت احساس پایگی بکنن ! خوب یادمه اونروز هاانتظار این رو می کشیدم که یه دوره جدید بیاد تا ازاین همه نگاه سنگین رها بشم…

امروز چهارمین دوره هم اومد زیرمون ! یا به قولی ۴دوره پایه شدیم . البته در اینکه هنوز اندک ماهیم هیچ شکی نیست ! ولی خوب حداقل یه ۱۰۰ نفری جدیدالورودتر از من هستند که می تونم بهشون نگاه کنم و اعتمادبه نفس بگیرم !

انصافا روزها خیلی سریع میگذرند. یعنی اصلا نمیفهمم صبح که به سختی شروع میشه ، چه طوربه ظهر و ظهر به شب میرسه . اینقدرتو پادگان کار دارم که گذر زمان رو احساس نمی کنم . برای همین عصر هاکه میام خونه ؛ تقریبا جنازم و بایستی چند ساعتی بخوابم . بین خودمون باشه ؛ یه جورایی از شرایط فعلی راضیم !

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |