ازاینکه نوید مجاهد رو قبل ازمرگش نشناختم ناراحتم . ناراحتم که نتونستم در زمان حیاتش بشناسمش ، باهاش حرف بزنم و ازامیدی که به زندگی داشته ازش سوال کنم . من و نوید ۲ ویژگی مشترک داریم . یکی وبلاگ نویس بودن که البته او کجا و من کجا . دوم همشهری بودن که این یکی برام خیلی خاصه . وقتی دیروز مصاحبه صوتیش رو با رادیو زمــانه گوش دادم که با لهجه یزدی صحبت می کردم ، ناخداگاه دلم گرفت و بعض کردم . این صدای مریض با اون لهجه آشنا دیگه نیست …
نوید و آدم هایی مثل اون ، بدور از هرگونه شعاری می تونن الگو باشن . وقتی فردی با علم به معلولیت شدید و عمر کمش که هرلحظه ممکنه به سر برسه (که رسید) باز با انرژی تمام برای فردایی بهتر تلاش میکنن و این دقیقا برعکس چیزیه که من با تنی سالم برای خودم تعریف کردم …
روحش شاد
پ.ن: