تو که بارونو ندیدی….

علیرضا همین العان برام یه سری آهنگ ریخت روی کول دیسک . پر بود ازآهنگ های base بالا و جدید . نمی دونم میون این همه آهنگ ۲۰۰۹  ؛ “بارون” قمیشی چیکار میکنه !همون ریتم نسبتا تنداول آهنگ کافی بودتامن رو ببره به ماهها قبل ، روزهای اولی که وارد پادگان شده بودم و شب و روز پست می دم .

اوایل بهار بود . هوا سرد و مدام بارون میومد . همیشه بوی خوش هیزم و چمن با هم قاطی بود و البته سرما … کاری نمیشد کرد جز “قمیشی زمزه کردن”

تو که بارونو ندیدی   گل ابرارو نچیدی   گله از خیسی جاده های غربت می کنی

تو که خوابی تو که بیدار  توکه مستی تو که هشیار لحظه های شبو با ستاره قسمت میکنی

منو بشناس که همیشه نقش قصم روی شیشه  منه خشکیه درخت  توی بطن باغ و بیشه

شاید احمقانه باشه . ولی دلم برای اون روزهاتنگ شده . برای روزهای بیامیدی صرف ، برای روزهایی که مدام انتظار فرداش رو می کشیدم . برای شب هایی که برای کوتاه تر به نظر رسیدن شب ؛ می خوندم و با خودم حرف میزدم . برای فکرکردن های بالای برجک . برای اشک هایی که ریختم ….

همیشه دلم برای گذشتم تنگه . برای روزهایی رفتند و نفهمیدم که حالی داشتم …

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |