بایگانی برای مهر, ۱۳۸۸

بیاد بهنود

سه شنبه, ۲۸ مهر, ۱۳۸۸

behnoodخبر اعدام بهنود شجاعی رو تو یه مجله خوندم . دلم گرفت . به این فکر کردم که تو همه این سالهایی که تو زندان بوده ؛ چه ها کشیده و چندان مرگ رو به چشم دیده . به اینکه عذاب هایی کشیده که محقش نبوده و در حد سن و سالش نبوده … به اینکه خانواده مقتول که با سماجتی عجیب اعدامش رو مطالبه کردند ، با همه درد از دست دادن عزیزشون ، چطور تونستند چهره معصوم بهنود رو ببینن رو باز هم به خوسته “بحق” خودشون اصرار کنند.

سری به سایت “اعدام کودکان را متوقف کنید” می زنم رو فهرست کودکان زیر ۱۸ سال ایرانی رو میبینم که اعدام شدند نگاه می کنم . ۱۵ سال ، ۱۶ ، سال … با اینکه هیچ سررشته ای از حقوق ندارم ، شدیدا احساس میکنم قانون هایی بایست اصلاح بشه … اما نمی دونم تا اون زمان چند تا بچه و نوجوون دیه باید طعم تلخ مرگ رو بچشن

روحش شاد

دنیای تراوین

دوشنبه, ۲۷ مهر, ۱۳۸۸

http://www.travian.ir/img/ir/s/s7.gif

تراوین ؛ یه دفعه خیلی معروف و فراگیر شد . تقریبا تمام کابرانی که ارتباط مستمر با اینترنت دارن ، یک اکانت تراوین هم دارن و در روز دقایقی  به این بازی آنلاین اختصاص می دن .تراوین اولین بازی آنلاینی هست که دارم تجربش می کنم و تو این چند وقته حقیقتا درگیرم کرده . مدام به این فکر می کنم منابعم که ارتقا پیدا می کنن تا بتونم یه حمله درست و حسابی به همسایه های مایه دارم داشته باشم ! البته تو چند روز گذشته مدام بهم حمله شده و خیلی ضعیف شدم . تقریبا تمام منابعم ته کشیده و من موندم یه دونه گرزدار !

شما به محض ورود به بازی ، صاحب یه دهکده میشید و کار شما در طول بازی مدیریت اون و تلاش برای پیشرفته . این پیشرفت هم می تونه از طریق حمله و غارت باشه وهم از طریق تجارت .

نکته جالب درباره تراوین اینه که هیچ چیز متحرکی در کار نیست و تمام گرافیکش محدود میشه به عکس های ثابت مبتدی .همین باعث شده تراوین برای دیال آپی ها فوق العاده مناسب باشه .

تراوین شما رو درگیر می کنه . مدام به قدرتمند تر شدن و ایجاد اتحاد با کله گنده ها فکر خواهید کرد ! پس اصلا صبر نکنید و همین حالا دهکده خودتون رو از اینجا بسازید

تمام تغییرات امروز

یکشنبه, ۲۶ مهر, ۱۳۸۸

مدتهاست فهمیدم علت و معلول همه سرگشتگی ها و مشکلاتی که دارم خودمم  و  هیچکدوم از اون چیزهایی که فکر می کردم نیست . دنیا کمی قشنگر شد ؛ ولی مشکل به قوت خودش باقی بود . سفر چند روز گذشته همراه شد با دیدار مجدد با آدمی که براش احترام زیادی قائلم و به نظرش اعتقاد دارم . تاثیر که نه ، اما تونستم از همفکریِ باهاش ، سرمشق هایی بگریم . اما امروز “حامد” مثل همیشه با چند جمله طلایی من رو نجات داد  .  راه رو نشونم داد و تیرگی هایی دنیام رو روشن کرد .

تو این چند ساعت ؛ به قدری آروم شدم که توصیف کردنی نیست .

اسم وبلاگ رو عوض کردم برای نشانه . اما احتمالا باز هم عوض میشه ! سعی می کنم منظقی تر بنویسم !

خوشحالم …

سفر به یزد

شنبه, ۲۵ مهر, ۱۳۸۸

تعطیلات هفته گذشته بهترین فرصت برای یه مسافرت خوب بود . شال و کلاه کردیم و ساعت ۶ بعدازظهر روز سه شنبه به سمت یزد حرکت کردیم.  حدود ساعت ۳ رسیدم و ساعت ۸ صبح ؛ یعنی ۵ ساعت بعد از رسیدن با دوستان قدیمی به سمت “ده بالا” حرکت کردیم . ده بالا یکی از ییلاقی ترین روستاهای استانه که تقریبا تمام سال فضای سبز خوب و آب کافی داره . البته از شانس بد ما خبری از آب نبود :( جاتون خالی ؛ یه عالمه انار و سیب و بلال خوردیم ! چند دست حکم بازی کردیم و کلی از گذشته ها گفتیم ! وقت نهار هم جوجه کبابی که مامان مهران زحمتش رو کشیده بود ، طبخ و نوش جان کردیم :)

اگه گفتین من کدومم ؟!

تقریبا تمام ۳ روزی که یزد بودم رو با دوستان گذروندم . مدام خیابون ها رو بالا پایین می کردیم . حرف می زدیم و بی پروا می خندیدیم … یادآوری خاطرات خوش گذشته ، قشنگ ترین کاری بود که میشد کرد … شب ها هم با پسر عمم تا نیمه های شب تو خیابون خلوت یزد پرسه می زدیم و از هر دری حرف میزدیم . سیگار می کشیدیم و گاهی میخندیدیم ، گاهی جدی میشدیم ، گاهی …

از همون روز اول مدام به “برگشتن” فکر می کنم . ب اینکه تمام دلبستگی هایی که طی این چند سال اینجا پیدا کردم  رو رها کنم به “اصلم” برگردم  . به یزدی که درش شکل گرفتم و خودم رو با تمام وجود بهش متعلق میدونم …

آن ِ دیگر

یکشنبه, ۱۹ مهر, ۱۳۸۸

تصمیم های اشتباه و هیجانی ؛ از مهمترین ویژگیهای این چند وقت اخیرمه . تمرکزم به شدت به هم ریخته و مدام کارهایی می کنم که بلافاصله از انجامشون پشیمون میشم . حرف هایی میزنم که نباید ، کارهایی می کنم که نباید … هیچ چیز میزون نیست . تصاحب عقلم رو از دست دادم . احساس می کنم دیگه روی خودم کنترل ندارم و “شرایط” بر من حالمه . حالم داره به هم می خوره

KeePass ؛ نگهبان امین پسوردهای شما

جمعه, ۱۷ مهر, ۱۳۸۸

keepassاولین سالهای آشناییم با اینترنت بود که مثل همه تازه وارد هابه این دنیای زیبا ، یه ID یاهو برای خودم ساختم . مدتها باهاش کار می کردم و اطلاعات نسبتا مهمی درش داشتم . امایه روزبه خودم اومدم و دیدم که یک سالی هست که باهاش کار نکردم و پسوردش رو هم فراموش کردم . تمام راههای ممکن رو هم برای برگردوندن پسوردم امتحان کردم و متاستفانه نتیجه نگرفتم . این شد که مجبور شدم بااولین نشانه خودم در دنیای مجازی خداحافظی کنم ! این رو به عنوان مقدمه ای گفتم که اهمیت پسوردها رو در دنیایمجازی گوشزد کرده باشم . فقطیک لحظه فکر کنید بنا به هر دلیلی تمام پسوردهاتون رو فراموش کنید ! از پسورد ایمیل ها گرفته تا سایت ها و شبکه های اجتماعی و… دنیا روی سرتون خراب نمیشه ؟!

خیلی ها رو دیدم که پسوردهاشون رو جایی می نویسند و جای خیلی محرمانه ای نگهش می دارن تا در مواقع نیازبهش رجوع کنند . ولی حقیقتا اینکار زیاد به دل نمیشینه . مخصوصا که اگر بخوایم پسوردمون رو دوره ای عوض کنیم ، هر سری می بایستی به اون برگه لعنتی هم سر بزنیم !

خود من هم تا قبل از آشنایی با برنامه که می خوام براتون معرفی کنم ؛ ازیک پسورد برای تمام اکانت هام استفاده می کردم که همونطور که می دونید اینکار از نظر امنیتی اصلا توجیح نداره و در صورت لو رفتن یکی از اکانت هام ، متعاقبا بقیه هم … !

KeePass ، نام یه برنامه رایگان و اوپن سورس هست که از پسوردهای شما به بهترین شکل ممکن نگهبانی می کنه . KeePass این قابلیت رو به شما میده که بینهایت دسته بندی ایجاد کنید و پسورد هاتون رو در دسته های مربوطه نگهداری کنید. ویژگی ممتاز دیگه این برنامه ، “پسورد ساز” اون هست که باآپشن های محتلف براتون پسوردهایی با ایمنی بالا می سازه . مثلا شما میتونید براش تعریف کنید که پسوردی باطول ۲۰ کاراکتر و بااستفاده از اعداد ؛ حروف بزرگ و کوچک ، آندر لاین و علامت خاص (%^!”{}*/-) بسازه . بدون کشف چنین پسوردی برای هر هکری کار ساده ای نیست ! ضمن اینکه شما اصلا نیازی به حفظ اون ندارید. کافیه برنامه رو اجراکنید و روی پسورد مورد نظردوبارکلیک کنید. پسورد موردنظر برای ۵ ثانیه در حالت کپی می مونه تا شما اون رو paste کنید !

همچنین شما می تونید نسخه portable اون رو هم روی کول دیسکتون کپی کنید تا هر جایی که بهش نیاز دارید در دسترستون باشه . با پشتبان گیری از بانک اطلاعاتی در فرمت های مختلف هم همیشه خیالتون ازگم شدن و.. اون راحت خواهد بود

سایت KeePass برای دانلود

نمایشگاه رسانه های دیجیتال

پنجشنبه, ۱۶ مهر, ۱۳۸۸

نمایشگاه رسانه های دیجیتال

اصولا چرخ زدن در هر نمایشگاهی لذت بخشه ! همین که آدم می تونه جدیدترین های یک رشته خاص رو دور هم ببینه و احیانا از تخفیف و قدرت انتخاب بیشتر استفاده کنه ، خیلی خوبه و هیجان انگیزه ! حالا اگه نمایشگاه مطابق با علاقه و رشته خود آدم باشه که دیگه چه بهتر :) برای همین هر وقت نمایشگاهی در حوزه IT برگزار میشه ؛ گل از گلم میشکفته و هر طور شده سرکی میکشم !

نمایشگاه رسانه های دیجیتال هم چند روزی هست که تو مصلای تهران برپاست و امروز تونستم برم. به لطف نمایشگاه کتاب به خوبی با محیط مصلی آشنا هستم و برای رسیدن به غرفه ها (شبستان) خیلی دچار مشکل نشدم . ولی باز هم مثل همیشه غرفه ها راهنما و چینش خوبی نداشتند و بازدید کننده ها رو دچار مشکل می کردند . البته تا اونجایی که یادمه تو نمایشگاه های قبلی غرفه های رو بر اساس حروف الفبا سازماندهی می کردند و این باعث میشد غرفه هایی با کمترین تشابه در کنار هم باشن ، ولی امسال تقسیم بندی بر مبنای موضوع های مختلف بود و همین نکته دسترسی رو فوق العاده راحت تر می کرد .

مثل تمام نمایشگاه ها (چه در حوزه ITو چه در حوزه های دیگه !) بیتشر غرفه ها موضوعات مذهبی و انقلابی داشتند . ونزوئلا ، آمریکای لاتین و لبنان حضور فعالی داشتند و غرفه های وسیعی در اختیارشون بود ! البته من هرچی سعی کردم نتونستم محصولی برای ارائه در غرفه عریض و طویل برادران ونزوئلایی پیدا کنم ! البته غرفه مزین بودن به تصویر برادر هوگو چاوز و برادر احمدی نژاد که همین خودش کلی قابل اعتناست . بگذریم

طبقه اول مجموعه ، در واقع بخش جنبی و هنری نمایشگاه بود که کاریکاتور های جالبی رو در حوزه IT گردآوری کرده بودند . کارتون های و کاریکاتور هایی از ایران ، افغانستان ؛ پرتغال ، مغولستان و… البته بانک پاسارگاد هم همونجا بود و بن های معروف ۵۰۰۰ تومنیش رو به مردم میداد. صفی هم در حدود ۲ کیلومتر جلوش بود که فکر می کنم آخرین نفرش تا حالا دیگه بنش رو گرفته دی:

شلوغ ترین قسمت نمایشگاه بخش بازی های کامپیوتری (بخونید رایانه ای) بود که به معرفی بازیهای ایرانی می پرداخت. با اینکه تخصصی در این حیطه ندارم ؛ احساس کردم بازی های درخور توجهی ارائه کردند و بر خلاف بازیهای قبلی ، از گرافیک و کیفیت بالاتری برخوردار بودند .

متاستفانه خبری از شرکت های ارائه دهنده خدمات هاست و دامین نبود و این جای تعجب داره . همینطور وبلاگ های مستقل ، سرویس های میزبانی وبلاگ و سایت های فارسی هم حضور خیلی کمرنگی داشتند و جز چندتایی سایت با کیفیت متوسط و حتی پایین ، غرفه دیگه ای نبود . در مجموعه نمایشگاه محدود بود چند شرکت نرم افزاری ؛ چند سایت خبری ، چند سایت متفرقه و تعداد زیادی سایت مذهبی و دولتی

شاید بهترین دستاورد من تو این نمایشگاه خریدن مجموعه نرم افزار MRT با قیمت ۱۰ هزار تومن و گرفتن آرشیو کامل ویژه نامه کلیک ، اونهم رایگاه از غرفه جام جم بود !

انتظارم خیلی بیشتر از چیزی بود که دیدم . انتظار داشتم حداقل وردپرس یک غرفه داشت . دوست داشتم بلاگفا هم غرفه داشت تا کلی سر علیرضا شیرازی اش داد بزنم دی: می خواستم بجای اون همه غرفه بی سر و ته که همشون محصولات مشابه داشتند ، سایت های مطرح ایرانی رو می دیدم و با مدیرانشون بحث می کردم و اطلاعات کسب می کردم… ولی به هر حال همین هم کلی غنمیت بود و گشت زدن چند ساعته در دنیایی از CD و سایت و نرم افزار ، حتی با کیفیت نه چندان مطلوب ، خودش کلی به آدم انرژی میده !

سرزمین من را از دست ندهید

یکشنبه, ۱۲ مهر, ۱۳۸۸

سر زمین منخوندن تاریخ ، و مخصوصا تاریخ ایران همیشه برام ویژگی و جذابیت خاصی داشته و داره . معتقدم که همه بایتس در باره شهر و دیار و کشوری که درش زندگی می کنند اطلاعات کافی داشته باشند تا به اصل خودشون نزدیک تر بشن . شاید برای همه ما خوندن کتاب های قطور و سنگین تاریخی ، همیشه و همه جا ممکن نباشه و بهرین گزینه بسنده کردن به نشریان تخصصی این حیطست .

متاستفانه و ایران نشریه تخصصی تاریخ خیلی کمه و همون تعداد کم هم از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نیستند . معمولا یا از این ور بوم افتادن و بیشتر به تاریخ معاصر می پردازن و یا از اون ور بوم پرت شدن و زیاد داد ایران باستان رو می زنن . اصل امانت داری و حقیقت گویی زیاد رعایت نمیشه و خواننده رو به جان مطلب نمی رسونن.

حدود یک سال هست که موسسه همشهری اقدام به چاپ ویژه نامه وزینی با نام “سرزمین من” می کنه که از چند حیص قابل اهمیته . اول اینکه به نظرم تا بحال بزرگترین مجله ایه که اختصاصا به “ایران ” می پردازه و این به ایران پرداختن صرفا به تاریخ ختم نمیشه . در ایران متن شما علاوه بر تاریخ با جغرا فیا ، فرهنگ و سنن ایران هم آشنا می شید . به مون مقدار که از ایران باستان و تاریخ کهن ایران اطلاعات کسب می کنید ؛ درباره ایران معارصر ، آداب و رسوم و احوال امروز مردم دیار مختلف هم مطلب پیدا می کنید.

چاپ ایران من فوق العاده نفیسه . تمام صفحات گلاست و چیدمان خیلی خوبی داره این پارامتربه عقیده من یکی از مهمتری فاکتور ها برای تشخیص یه نشریه خوب و حرفه ایه . همچنین شما با خرید هر شماره این مجله ، در واقع یه گالری عکس هم می خرید ! تمام صفحات این مجله پر شده از عکس های عکاسان حرفه ای از جای جای ایران که حقیقتا با عنایت به چاپ عالیش ، فوق العاده چشم و روح نوازه !

مجله از طیف و گستره خیلی خوبی برخورداره و موضوعات زیادی رو شامل میشه . نویسندگانش قلم خوبی دارند و خوندش آدم رو ابدا خسته نمی کنه .

پیشنهاد می کنم حتما آخرین شماره این گاهنامه رو تهیه کنید از خوندش لذت ببرید. ضمنا می تونید با مراجعه به سایت “مجلات همشهری” قمست هایی از این مجموعه را آنلاین بخونید و یا به صورت آنلاین سفارش اشتراک بدید.

اندر احوالات”برش دار” بودن

یکشنبه, ۱۲ مهر, ۱۳۸۸

پادگان یه محیط کاملا “رابطه محوره” در واقع یه نماد و ماکت کوچیک از شهر و کشوریه که داریم توش زندگی می کنیم . آدم هایی موفق ترند و کارشون سریع تر راه می افته که رابطه های قوی تر ، بیشتر و محکم تری با آدم های قسمت های مختلف دارند. این یه قانون کلی و نانوشتست که همه بهش اشراف دارند و باورش کردند . من زمانی می تونم تمام کارهام رو در بخش های مختلف سریع راه بندازم که کاربقیه رو سریع راه بندازم !

اصلا صحبت از روابط انسانی و “لطف” در میون نیست . همه کارهایی که انجام میشه یه جور بده بستونه . یعنی من وقتی کار X رو راه می ندازم و یا بهش کمک می کنم ، هم اون میدونه و هم من که روزیاون هم “باید” لطفی در حق من بکنه که اگر نکنه ، یقینا لطف من هم دیگه تکرار نخواهد شد!

من سرباز مهمترین قسمت پادگان برای سربازها یعنی قرارگاه هستم  همه نیروهای وظیفه پادگان حداقل روزی یکی دوبار با من سروکار دارن . برای همین همه “مجبورند” هوای من رو داشته باشن . همین اصل باعث شده هیچوقت ، هیچ جای پادگان مثل بقیه سربازها معطل نشم و کارم سریع راه بیافته . به این حالت میگن “برش” و من به عنوان یه شخص “برش دار” شناخته شدم !

این خیلی خوبه که من کارهام همیشه روی قلتکه و دغدغه ها و مشکلات خیلی از سرباز ها رو ندارم . جدا خوبه ! ولی حقیقتا زیاد دوستش ندارم . این جور لطف و کمک بقیه به من ، در واقع یه جور نسیست از روی اجبار. واقعا خیلی ها محبورن به من کمک کنن ، که اگر نکنن می دونن که “می تونم” به راحتی آب خوردن حالشون رو بگیرم . و در مقابل راه انداختن کار من ، یعنی راه افتادن کار خودشون در زمان خودش !

حقیقت اینه که آدم ها به “من” کمک نمی کنن و به “جایگاه من” کمک می کنند . یه جور نگاه مصرفی و فایده محور . آدم مهم نیست ، نقشی که ایفا می کنه مهمه

اینطور رابطه ها همه جا هست و اگر نداشته باشی به معنای واقع کلمه زندگی کردن ممکن نیست . از بانک و بیمارستان گرفته تا دانشگاه و آموزشگاه و …

شما رو نمی دونم ، ولی من اصلا اینطور برش داشتن ها رو دوست ندارم ، در مقابل اصلا هم دوست ندارم بی برش باشم . دوست داشتم تو جامعه ای زندگی کنم که همه بدون منت به بقیه کمک کنند و همه یه جور باشن.

شعار میدم ؟!

یزدِمن ، سلام

شنبه, ۱۱ مهر, ۱۳۸۸

مدت زیادی از ار سال پست یک حرکت مجازی برای یزد نگذشته بود که دست به کار شدم . تمام چیزهاییکه می خواستم (یا حداقل فعلا میخام) در سایت داشته باشم رو تو ذهنم ترسیم کردم و دست به کار شدم ! اولین کاری که می بایست می کردم ، انتخاب یک نام مناسب و درخور سایت بود که بعد ازکلی فکرو جستجو ، به یزدِ من رسیدم . خوب مرحله اول انجام شد و حالا نوبت به فراخوانی وردپرس مهربان و دوست داشتنی بودکه این چند وقته ، پای ثابت هر سایتیست که راه میندازم !

انتخاب قالب موقت ؛ نصب فروم و البته نوشتن یکی  دو مطلب برای شروع مراحل بعدی بودند که به خوبی انجام شدند ! حالا فقط مانده یک همت والا برای چند روز که پیکره اصلی سایت رو به بار بنشونم و منتظر رشد سایت باشم !

باشد که این همت والا هر چه زودتر فرا رسد :)


| ترجمه به فارسی |