بایگانی برای آبان, ۱۳۸۸

درگیری

جمعه, ۲۲ آبان, ۱۳۸۸

تو این یازده ماهی که از خدمتم میگذره ؛ تمام سعیم رو کردم که با کسی درگیر نشم . دوست داشتم و دارم راحت و بدون دغدغه اضافی خدتم کنم تا هر چه زودتر این دوران نکبت بگذره و تموم بشه . اما امروز یه اتفاق و درگیری بامزه با یکی از رسمی هامون پیش اومد که بدجوری قاتی کردم و تا یه قدمی بازداشت هم پیش رفتم که هنوز نمی دونم اجرا میشه یانه !

قضیه از اونجایی شروع شد که من و ۲ تا دیگه از بچه ها به زمین خوردن آقای “م” خندیدیم ! اون هم در تلافی این حرکت غیر انسانی ما ؛ ۲ ساعت دیرخروجمون کرد.! اما ای کاش بیخیال میشدم و پی قضیه رو نمی گرفتم . قضیه با اعتراض من ادامه پیدا کرد و در نهایت با داد و بیداد و بد و بی راه گفتن من به آقای “م” خاتمه پیدا کرد . آقای “م” هم تهدیدم کرد شنبه صبح می فرستتم بازداشتگاه :)

نتیجه اخلاقی ۱: کسی رو مسخره نکنید ؛ حتی اگر سزاوارش بود !

نتیجه اخلاقی ۲ :‌ پیگیر مسائلی که میدونید مقصرید رو نشید ؛ چون گند قضیه در میاد :)

خدماتی ها

دوشنبه, ۱۸ آبان, ۱۳۸۸

تو پادگان عریض و طویل ما هزار و یک فرماندهی و معاونت و قسمت و دایره مختلف هست که شکر خدا ؛ تو هیچکدومشون کار قابل توجهی صورت نمی گیره ! یه قسمت خیلی باحال هم داریم به اسم “خدمات فنی و مهندسی” که سربازهاش روی قسمت “مهندسی”ش تاکید ویژه ای دارند! چیزی که در مورد این قسمت جالب توجهه ؛ اکیپ سربازهاشه !

تمام قسمت های اداری ؛ بین یک تا ۵ سرباز دارند که کارهای اداری و خدماتیشون رو انجام می دن . مثلا قسمت ما ۵ دفتر دارِ وظیفه و یه آبدارچی داره ! کار هر قسمت هم مشخصه و همه وظیفه روتین خودشون رو میدونن و کم و بیش انجام میدن . ولی در مورد خدمات همه چیز فرق می کنه . خدماتیها در عمل هیچ کار خاصی ندارند . به نظر من این قسمت رو صرفا واسه این درست کردند که سربازهای مازاد نیاز الکی ول نباشن . سرباز های این قسمت رو ۴ دسته تشکیل میدن :

۱- سربازهای اخراجی : سربازهایی که قوانین پادگان رو نقض می کنن ؛ مثلا سیگار می کشن یا زیاد تاخیر می کنن و یا مسئولشون ازشون راضی نیست ؛ عملا بدرد پشت میز نشستن و کار اداری نمی خوره

۲- سربازهای فراری :تجربه ثابت کرده سربازی که یکبار فرار کنه ؛ دوباره هم فرار میکنه ! روی همین اصل سرباز فراری هایی که بر میگردن رو تو قسمت های اداری راه نمیدن .

۳- سربازهای آخر خطی :‌ سربازهایی که مدت کمی از خدمتشون مونده و نمیشه تو قسمت خاصی جاشون داد . چون تا بخوام جا بیافتن ؛ باید خداحافظی کنن !

۴- سربازهای بی سواد :‌ سربازی که سواد خوندن و نوشتن نداشته باشه و نتونه یه نامه ساده اداری رو تایپ کنه ؛ عملا جایی در هیچ هیچ قسمتی نداره

میبینی که ترکیب جالبی دارن این خدماتیها ؟! حالا کارشون چیه ؟‌خدمات !

هر روز صبح از ساعت ۶٫۳۰ که وارد پادگان می شن تا ساعت ۹ این ور و اونور میچرخن . ساعت ۹ مثل کارگرهایی که سر چهارراه منتظر کارفرما میشن ؛ روبروی دفترشون جمع میشن تا یکی از سرکارگردها برای کاری ببرتشون . بسته به نیاز فضل و پادگان ؛ هر روزی کار خاصی می کنن . یه روز بیل زنی ؛ یه روز آبیاری ؛ یه روز … هیچی ! نحوه کارکردن هم خیلی باحاله ! مثلا یه میدون نهایتا ۲۰ متری رو میدن به ۴ نفر برای شخم زدن . نهایت زمانی که این کار برای این تعداد نفر لازمه ؛ یک ساعته . حالا فکر کنید این کار قراره ۶ ساعت طول بکشه :) کلا قسمت شادیه …

یادِ یاران !

پنجشنبه, ۱۴ آبان, ۱۳۸۸

تومحیط پادگان آدم های زیادی قبل و بعد از من اومدند و قبل از من رفتند . کم کم داره حساب کسایی که تسویه حساب کردن و برای همیشه از پادگان رفتند از دستم در میره. آدم هایی که باهاشون رفیق بودم و لحظه های خوشی با هم داشتیم . اسم خیلیهاشون تو ذهنم مونده و مدام خاطراتی که با هم داشتیم رو مرور می کنم . با علم به اینکه هیچکدوم از اونها  العان دیگه حتی یادی هم از من ندارند . چون اونها مثل من خاطره باز نیستند …

کاش اینطور نبودم .. اینقدر زود به آدم ها دل نمی بستم تا اینطور برام مهم نشن و ندیدنشون آزارم نده …

چاردیواری

پنجشنبه, ۷ آبان, ۱۳۸۸

بعد از کلی کار کرن و پس انداز کردن ؛ چند میلیونی کنار گذاشتم برای خرید ماشین . این چند وقته از هر کس که  سررشته ای در این زمینه دارشت  سوال کردم و بالاخره هفته پیش تصمیم گرفتم یه پژو ۴۰۵ صفر از کارخونه بخرم . تقریبا تمام مراحل اداری رو طی کردم و قرار شد روز بعد برای عقد قرار داد برم نمایندگی و کار رو تموم کنم که یه اتفاق عجیب و دور از تصور افتاد . مامان پیشنهاد داد به جای ماشین خونه بخرم ! حالا کل پول من حدود ۱۰ میلیون بود و خونه مورد نظر ۵۰ میلیون ! به هر ضرب و زوری که بود و با کمک مامان و بابا پول نقد رو به ۲۰ تومن ارتقا دادیم و بااحتساب وامی که روی خونه بود و پول پیش مستاجر و قبول اینکه ۱۰ سال اقساط وام رو پرداخت ؛ تا یه قدمی صاحبخونه شدن رفتم .

تمام این اتفاقات کمتر ازیک هفته اتفاق افتاد . هیچوقت فکر نمیکردم به این زودی و آسونی صاحبخونه بشم . البته تا ۱۰ سال دیگه ، یعنی زمانی که کل اقساط رو پرداخت نکردم حق ندارم خودم رو صاحبخونه بدونم ! ولی راضیم به همین که بدون یه چاردیواری تو این شهر بزرگ دارم که می تونم رو ادعای مالکیت کنم !

هنوز هم معتقدم به ماشین بیشتر از خونه نیاز دارم . ولی راستش حس صابخونه بودن خیلی شیرین تر ا صاب ماشین بودنه !

نیمه راه خدمت

پنجشنبه, ۷ آبان, ۱۳۸۸

تا اینجای خدمت ؛ به هر چیزی می تونستم فکر کنم مگر پایانش ! یعنی هیچ وقت نتونستم روزی رو تصور کنم که من هم مثل صدها نفری که تا حالا دیدم دنبال تسویه جمع کردنند ؛ دور پادگان دنبال پر کردن برگ تسویم از پادگان باشم . ولی حالا که خودم رو در میانه راه می بینم و دیگه راه “خیلی” طولانی و طی نشدنی ای جلو روم نمی بینم ؛ امیدوارتر از همیشه به آخر خط فکر می کنم . به تابستان ۸۹ …

اینروز ها خدمت شیرین تر از هر موقع دیگه ای میگذره . به معنای واقع کلمه در آزای صرف به سر میبرم . هر موقع می خوام میرم و هر موقع که بخوام میام !  حتی اگه نخوام نمیرم و آب هم از آب تکون نمی خوره . پست دادن هم شده مثل زنگ تفریح و هر وقت اراده کنم میدونم زمانشرو جابجا کنم ! کار راه اندازهمه بچه ها شدم و حال هایی بهشون میدم مثال زدنی !

ولی حقیقتا همه اینها چندان مهم نیست و ته خدمت ؛ تخله و عذاب آور . ولی می تونست خیلی خیلی بدتر از اینی باشه که هست …

عشق من باش ؛ بهنام صفوی

دوشنبه, ۴ آبان, ۱۳۸۸

behnam

اولین باری که آهنگی از بهنام صفوی گوش کردم ، شک کردم که این صدای رضا صادقیه یا یکی دیگه . هم سبک خوندن و هم خود صدا شباهت عجیبی با رضا صادقی داشت و همین خبر از این میداد که یه “مقلد” دیگه وارد بازار موسیقی زیرزمینی ایران شده . اما بهنام صفوی با بقیه فرق داشت و تونست کم کم خودش رو پیدا کنه و انگ کپی و تقلید از یه خواننده دیگه رو از خودش پاک کنه.

آلبوم جدید بهنام صفوی به نام عشق من باش؛ دیرو به دستم رسید . آلبوم مجموعه ایه از آهنگ های شاد و آرامی که قبلا به صورت زیرزمینی منتشر شده بود . تقریبا همه آهنگ ها با تنظیم های قبلی منتشر شدن و به غیر از ۲ آهنگ بقیه تکرارین . کیفیت آهنگ ها فوق العادست و جون میدن واسه گوش دادن تو رانندگی های شبانه :)

شدیدا پیشنهاد می کنم آلبوم رو اورجینال تهیه کنید. چون اولا هم از یه اثر خوب حمایت مالی کردید و هم اینکه شما دزد نیستید !! جدای از شوخی می تونید آلبوم رو با قیمت ناقابل ۱۲۰۰ تومن که پول ۲ بسته چیپس و سس هم نمیشه بخرید و از این خرید رازی باشید !

آلبوم رو آنلاین گوش بدید

نا آرامی در پادگان

دوشنبه, ۴ آبان, ۱۳۸۸

تقریبا از یک هفته پیش بین تمام کارکنان پادگان ، چه رسمی و چه سرباز ؛ صحبت ها و پچ پچ های خاله زنکی ای مبنی بر تغییر مدیریت کلان پادگان به راه شد . از همون موقع پادگان به یه حالت نیمه غیر فعال در اومد ! تقریبا هیچ کدوم از مسدولان قسمت ها تصمیم خاصی نمی گرفتن و ترجیح می دادن منتظر بمونن و ببینن رویه مدیریت جدید چطوریه تا کارهاشون رو با اون هماهنگ کنند . هیچ کس از مدیریتی که داره میره راضی نبود. ما سرباز ها به خاطر گیرهای بی خودی ای که می داد و رسمی ها به خاطر حذف اضافی کاریشون !

حالا این چیزها اصلا مهم نیست . مهم اینه که یه ارگان نظامی که بیش از ۲۰۰۰ پرسنل داره (درجه دار ، کارمند ، سرباز ، دانشجو) چطور به خاطر یه جایجایی شغلی همون کارایی نصفه و نیمه خودش رو از دست میده و همه از این هرج و مرج و بی مدیریتی که برای یه مقطع کوتاه به محیط حاکم میشه نهایت استفاده رو می برن ! همه منتظرن ببینن نظر مدیر جدید چیه تا براون مبنا تصمیم گیری و عمل کنند !

توی این هاگیر واگیر تغییر فرماندهی کل پادگان ؛ یه دفعه فرمانه قرارگاه که عملا فرمانده همه سربازهاست هم داره میره ! فرماندهی که هنوز یک ماه هم نیست به سمت جدیدش منصوب شده ، حالا به هوای یه سمت بالاتر و بهتر داره میره . این از یه نظر خیلی خوبه و از یه نظر خیلی بد . آقای “ر” فوق العاده بد اخلاق و سخت گیر بود ! رفتنش می تونه حداقل برای مدتی باز آزادی رو پادگان بیاره دی: اما اون روی سکه خبر از روی کار اومدن آدمی رو میده که به مراتب بدتر و خشن تره و می تونه خالق روزهای سختی توی پادگان باشه !

دارم فکر می کنم از اولین روزی که وارد یگان شدم تا حالا چقدر “تغییر” دیدم و هر تغییر به ظاهر بی ربط ، چقدر تغییر تو زندگیو خدمت من ایجاد کرد … آیا همه جای دنیا تغییر مدیریت به معنای تغییر همه کارهای خوب و بد قبلیه ؟

سرعت تایپتون چقدره ؟

شنبه, ۲ آبان, ۱۳۸۸

10 Fast Fingers Logo

مشغول گودر خونی بودم که با یه سایت جالب آشنا شدم . در این سایت شما می تونید سرعت تایپتون رو اندازه بگیرید . نحوه کار هم فوق العاده راحته . یه سری کلمه به شما میده و بایستی ظرف مدت یک دقیقه کلمات رو تو کادر پایینش تایپ کنید . البته دو تا بدی داره ! یکی اینکه این آزمون آنلاین نمره منفی هم داره و اگر کلمه ای رو با غلط املاییی بنویسید ، نه تنها امتیازی نمیده بلکه از امتیاز شما هم کم میکنه ! دوم اینکه از حروف پ و گ زیاد استفاده شده که همونطور که می دونید این حروف موقعیت جالبی روی کیبورد ندارن و سرعت رو میارن پایین . ولی در مجموعه تفریح خوبیه ! من تا حالابیش از۱۰۰ بار آزمون دادم و بهترین نمرم ۹۹ بین فارسی زبان ها و ۳۱۳۰۲۶ بین انگلیسی زبان ها بوده ! ضمنا یه کد هم بهتون میده که می تونید با اون رتبتون رو توی وبلاگتون به نمایش بگذارید.

نکته قابل توجه در مورد این سایت ؛ تعداد کاربران اونه . اولین باری که من این سایت رو در بخش فارسیش تست کردم ، نفر ۳۰۰۰ ام بودم . اما همین العان نفر ۶۰۰۰ ام شدم ! یعنی ظرف ۲۴ ساعت ۳۰۰۰ نفر دیگه سرعت خودشون رو سنجیدند ! این خیلی خوبه و نوید این رو میده که در آینده نه چندان دور ، کسب رتبه های بهتر سخت تر از ایی بشه که هست !

زبان فارسی این سایت رو شخصی به نام عباس آماده کرده و این هم وبلاگشه . دستش درد نکنه . ولی طبق گفته خودش که بالای سایت هست :

اینجا می توانید سرعت تایپ خود را بسنجید . کافی ست واژه های داده شده را تایپ کنید.آیا سریع تر از دیگرانید؟ یک اثر جانبی مطلوب: این ها گزیده ای از پرکاربردترین واژگان زبان پارسی هستند . با هر بار تلاش شما برای ثبت رکورد جدید؛سرعت تایپ شما بهبود می یابد

به قسمت بولد شده دقت کردید ؟ به نظرتون ژاله ؛ پشتوانه ؛ مجلس ، استثنا و… جزء پر کاربردترین کلمات فارسی هستند ؟!!!

با همه این احوال دستشون درد نکنه ! زنگ تفریح خوبیه :)

پ.ن: خیلی دلم میخواد تایپ نفر اول رو ببینم !


| ترجمه به فارسی |