نا آرامی در پادگان

تقریبا از یک هفته پیش بین تمام کارکنان پادگان ، چه رسمی و چه سرباز ؛ صحبت ها و پچ پچ های خاله زنکی ای مبنی بر تغییر مدیریت کلان پادگان به راه شد . از همون موقع پادگان به یه حالت نیمه غیر فعال در اومد ! تقریبا هیچ کدوم از مسدولان قسمت ها تصمیم خاصی نمی گرفتن و ترجیح می دادن منتظر بمونن و ببینن رویه مدیریت جدید چطوریه تا کارهاشون رو با اون هماهنگ کنند . هیچ کس از مدیریتی که داره میره راضی نبود. ما سرباز ها به خاطر گیرهای بی خودی ای که می داد و رسمی ها به خاطر حذف اضافی کاریشون !

حالا این چیزها اصلا مهم نیست . مهم اینه که یه ارگان نظامی که بیش از ۲۰۰۰ پرسنل داره (درجه دار ، کارمند ، سرباز ، دانشجو) چطور به خاطر یه جایجایی شغلی همون کارایی نصفه و نیمه خودش رو از دست میده و همه از این هرج و مرج و بی مدیریتی که برای یه مقطع کوتاه به محیط حاکم میشه نهایت استفاده رو می برن ! همه منتظرن ببینن نظر مدیر جدید چیه تا براون مبنا تصمیم گیری و عمل کنند !

توی این هاگیر واگیر تغییر فرماندهی کل پادگان ؛ یه دفعه فرمانه قرارگاه که عملا فرمانده همه سربازهاست هم داره میره ! فرماندهی که هنوز یک ماه هم نیست به سمت جدیدش منصوب شده ، حالا به هوای یه سمت بالاتر و بهتر داره میره . این از یه نظر خیلی خوبه و از یه نظر خیلی بد . آقای “ر” فوق العاده بد اخلاق و سخت گیر بود ! رفتنش می تونه حداقل برای مدتی باز آزادی رو پادگان بیاره دی: اما اون روی سکه خبر از روی کار اومدن آدمی رو میده که به مراتب بدتر و خشن تره و می تونه خالق روزهای سختی توی پادگان باشه !

دارم فکر می کنم از اولین روزی که وارد یگان شدم تا حالا چقدر “تغییر” دیدم و هر تغییر به ظاهر بی ربط ، چقدر تغییر تو زندگیو خدمت من ایجاد کرد … آیا همه جای دنیا تغییر مدیریت به معنای تغییر همه کارهای خوب و بد قبلیه ؟

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |