چاردیواری

بعد از کلی کار کرن و پس انداز کردن ؛ چند میلیونی کنار گذاشتم برای خرید ماشین . این چند وقته از هر کس که  سررشته ای در این زمینه دارشت  سوال کردم و بالاخره هفته پیش تصمیم گرفتم یه پژو ۴۰۵ صفر از کارخونه بخرم . تقریبا تمام مراحل اداری رو طی کردم و قرار شد روز بعد برای عقد قرار داد برم نمایندگی و کار رو تموم کنم که یه اتفاق عجیب و دور از تصور افتاد . مامان پیشنهاد داد به جای ماشین خونه بخرم ! حالا کل پول من حدود ۱۰ میلیون بود و خونه مورد نظر ۵۰ میلیون ! به هر ضرب و زوری که بود و با کمک مامان و بابا پول نقد رو به ۲۰ تومن ارتقا دادیم و بااحتساب وامی که روی خونه بود و پول پیش مستاجر و قبول اینکه ۱۰ سال اقساط وام رو پرداخت ؛ تا یه قدمی صاحبخونه شدن رفتم .

تمام این اتفاقات کمتر ازیک هفته اتفاق افتاد . هیچوقت فکر نمیکردم به این زودی و آسونی صاحبخونه بشم . البته تا ۱۰ سال دیگه ، یعنی زمانی که کل اقساط رو پرداخت نکردم حق ندارم خودم رو صاحبخونه بدونم ! ولی راضیم به همین که بدون یه چاردیواری تو این شهر بزرگ دارم که می تونم رو ادعای مالکیت کنم !

هنوز هم معتقدم به ماشین بیشتر از خونه نیاز دارم . ولی راستش حس صابخونه بودن خیلی شیرین تر ا صاب ماشین بودنه !

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |