درگیری

تو این یازده ماهی که از خدمتم میگذره ؛ تمام سعیم رو کردم که با کسی درگیر نشم . دوست داشتم و دارم راحت و بدون دغدغه اضافی خدتم کنم تا هر چه زودتر این دوران نکبت بگذره و تموم بشه . اما امروز یه اتفاق و درگیری بامزه با یکی از رسمی هامون پیش اومد که بدجوری قاتی کردم و تا یه قدمی بازداشت هم پیش رفتم که هنوز نمی دونم اجرا میشه یانه !

قضیه از اونجایی شروع شد که من و ۲ تا دیگه از بچه ها به زمین خوردن آقای “م” خندیدیم ! اون هم در تلافی این حرکت غیر انسانی ما ؛ ۲ ساعت دیرخروجمون کرد.! اما ای کاش بیخیال میشدم و پی قضیه رو نمی گرفتم . قضیه با اعتراض من ادامه پیدا کرد و در نهایت با داد و بیداد و بد و بی راه گفتن من به آقای “م” خاتمه پیدا کرد . آقای “م” هم تهدیدم کرد شنبه صبح می فرستتم بازداشتگاه :)

نتیجه اخلاقی ۱: کسی رو مسخره نکنید ؛ حتی اگر سزاوارش بود !

نتیجه اخلاقی ۲ :‌ پیگیر مسائلی که میدونید مقصرید رو نشید ؛ چون گند قضیه در میاد :)

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Furl
  • TwitThis
  • email
  • LinkArena
  • Ma.gnolia
  • MyShare
  • Print
  • Spurl
  • Technorati

یک نظر لـ “درگیری”

  1. شیده می‌گه:

    “نتیجه اخلاقی۲″ رو موافقم ;)

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |