مثل بیدار شدن از خواب و جدا شدن از عالم رویاست . تصور اینکه ۶ ماه دیگه ؛ خدمتم تموم میشه خیلی شیرین و البته سخته . شیرینیش به اینه که فکر می کنم ۱۲ ماه گذشت و تلخشیش به ۶ ماه موندشه ! ولی با همه اینها اینقدر این روزها سریع گذشتند و این ماهها تند تند اومدن و رفتن که یقین دارم این ۶ ماه هم گذراست …
تا همین چند هفته قبل ابدا نمی تونستم به خودم اجازه بدم به تموم شدن این دوران فکر کنم . یعنی اینقدر درگیر گذروندنش بودم که به آخرش فکر و نگاهی نداشتم . ولی اینروزها با روحیه بیشتر و البته خسته تر از همیشه دارم روز شماری می کنم…
سلام
ایشالا که تموم میشه برادر.
تو از الان باید نبود بکشی.
نبود ۱۸۰ روز!!!!!!!!!!!!!
موفق باشی
دی:
ممنون که روحیه دادی