خیلی اتفاقی ؛ اتفاق افتاد ! همه چیز از یه حال به هم خوردن ساده شروع شد ! از رسیدن به این سوال که “تا کی میخوای بکشی” از خسته شدن از بوی گند ؛ از درد سینه ….
بیخیال سیگار شدم .. برعکس دفعات قبل ؛ خیلی هم سرسختم و مستعد …
حدود ۶ ساعته که پاکی دارم دی:
خیلی اتفاقی ؛ اتفاق افتاد ! همه چیز از یه حال به هم خوردن ساده شروع شد ! از رسیدن به این سوال که “تا کی میخوای بکشی” از خسته شدن از بوی گند ؛ از درد سینه ….
بیخیال سیگار شدم .. برعکس دفعات قبل ؛ خیلی هم سرسختم و مستعد …
حدود ۶ ساعته که پاکی دارم دی:
میدونی چیه؟ چند تا نکتهی جالب توی وبلاگت هست…
اولی اینکه تو مثل من اسمت میلاده… دوم اینکه مثل من سیگار میکشی و سوم اینکه برخلاف من که تا یک ماه دیگه باید برم سربازی، تو الان سربازی…
مطالب مربوط به سربازی هات رو خوندم… باقیاش بمونه برای بعد… دنبال همچین جایی بودم که یه زمینه ای از اوضاع گند سربازی دستم بیاد… یادم بمونه بازم باهاتم.
ارواح خیکه …..