خدا رو شکر شاخ غولی که دو ماهی درگیرش بودم رو هفته پیش کاملا شکوندم و العان کمی خیالم راحت . ولی مثل همیشه دهها کار ریز و درشت رو زمین مونده دارم که همیشه حواله می کنم به آخر هفته ها ! قاعدتا آخر هفته ها فرصت مناسبی برای هر کاریه . از پنجشنبه ساعت ۱۲ ظهرتا جمعه ساعت ۲ نصفه شب قاعدتا میشه خیلی کارها کرد . ولی تجربه ثابت کرده توفیر چندانی با روزهای معمولی نداره !
اینقدر روزها و هفته ها و ماهها بی رحمانه و سریع می گذرند که هر طور برنامه ریزی می کنم ؛ به هیچی نمیرسم . پوچ پوچ .
نگرانم . از اینکه نمی تونم وقتم رو مدیریت کنم . و بیشتر از اینکه این بلای خانمان سوز بعد خدمت هم همراهم بیاد. راههای زیادی رو امتحان کردم . دفترچه یادداشت ؛ stick ؛ برنامه ریزی . ولی هیچکدوم جواب نداد . یعنی من خیلی مصر نبودم …
کلافم…
خیلی از وبلاگتون خوشم میاد
مخصوصاً این عنوان پستتون
شبیه یکی از پستهامه!
سنگ قبر توخالی