بایگانی: ‘اینترنت / کامپیوتر’

وقتی نمی خواهی به روزباشی!

سه شنبه, ۲۴ شهریور, ۱۳۸۸

آقا ما کی رو باید ببینیم ؟! نه ، دقیقا کی رو ؟!

آدم دردش رو به کی باید بگه ؟! چرا باید ویندوز مسخره مایکروسافت (ویستا) رو اجبارا تحمل کنیم؟! چرا نمیشه مثل آدمیزاد با xp که باهاش بزرگ شدیم و بزرگمون کرده کار کنیم؟! العان دقیقا ۳روزه تمام دغدغه من شده پیدا کردن درایورها و چیپست های این “دل” لعنتی برای خوروندن یک xp ِ دوست داشتنی بهش !

یادمه ۲ سال پیش هم با اون “وایو” لعنتی ِ کسل کننده دقیقا همین مشکل رو داشتم ، ولی خداییش به این حادی نبود! این یکی کم کم داره اعصابم رو خورد میکنه !

نمیشه از دست “اینها” به جرم “اجبار کاربر به استفاده از یک سیستم عامل بنجل” شکایت کرد ؟!

اخوی میگه حیفت نمی آد ویستای بیزینس اورجینالت رومیخوای پاک کنی ؟! بهش میگم آخه تو این مملک گل و بلبل دقیقا چه تفاوتی بین اورجینال و غیر اورجینال هست ؟! نخواستیم آقا اصلا !

من “دل” دارم !

جمعه, ۲۰ شهریور, ۱۳۸۸

زیاده عرضی نیست ! بالاخره بعد از مدتها ، دوباره لپ تاپ خریدم  . و اینبار یه “دل” همه فن حریف !

latitude e6500 ، تقریبا تمام اون چیز هایی رو که فکر کنید داره . از رم و گرافیک و سی پی یو بالا تا وای فای  و بلوتوث و رم ریدر و… ! در کل بچه خوبیه !

البته فکر کنم چند هفته ای وقت لازم دارم تا این بنده خدا رو رو به راه کنم ! به زودی بیشتر در این باره می نویسم

به یاد نوید مجاهد

یکشنبه, ۲۵ مرداد, ۱۳۸۸

ازاینکه نوید مجاهد رو قبل ازمرگش نشناختم ناراحتم . ناراحتم که نتونستم در زمان حیاتش بشناسمش ، باهاش حرف بزنم و ازامیدی که به زندگی داشته ازش سوال کنم . من و نوید ۲ ویژگی مشترک داریم . یکی وبلاگ نویس بودن که البته او کجا و من کجا . دوم همشهری بودن که این یکی برام خیلی خاصه . وقتی دیروز مصاحبه صوتیش رو با رادیو زمــانه گوش دادم که با لهجه یزدی صحبت می کردم ، ناخداگاه دلم گرفت و بعض کردم . این صدای مریض با اون لهجه آشنا دیگه نیست …

نوید و آدم هایی مثل اون ، بدور از هرگونه شعاری می تونن الگو باشن . وقتی فردی با علم به معلولیت شدید و عمر کمش که هرلحظه ممکنه به سر برسه (که رسید) باز با انرژی تمام برای فردایی بهتر تلاش میکنن و این دقیقا برعکس چیزیه که من با تنی سالم برای خودم تعریف کردم …

روحش شاد

پ.ن:

وبلاگ نوید مجاهد

سایت اسپشال ؛ ویژه معلولین

گودر منحصر بفرد من !

پنجشنبه, ۸ اسفند, ۱۳۸۷

گودر یا همون گوگل ریدر رو که دیگه میشناسید ؟ اگر میشناسید که هیچ ؛ اگر هم خدای ناکره جوابتون منفیه ؛ درنگ نکنید و یک گوگل ساده بکنید (مثل این) البته در برنامه بلند مدت “یک میلاد” ؛ نوشتن بچه مقاله ای در این باره هست ! به هر حال ، مبنا رو بر دونستن شما می گذاریم !

تمام کسانی که از این موهبت گوگلی (!) بهره می برند ، معمولا طیف وبلاگ ها و سایت هایی رو که باهاش دنبال می کنند مشخصه و میشه گفت در یک راستا هست . مثلا یا وبلاگهای حوزه فناوری اطلاعات رو می خونند ، یا خبرگزاری ها رو مرور می کنند یا وبلاگ دوستانشون رو می خونند . البته شاید باشند کسانی که همه اینها رو در کنار هم دارند . ولی برای یکی مثل من که یک سر دارم و هزار سودا و طیف علائقم به گستره طیف وبلاگستان فارسیه ، قضیه کمی فرق می کنه !

لیست سایتهایی که من دنبال می کنم ، دقیقا مثل یه بازار بزرگ با تنوع زیاده ! از وبلاگ های مشهور It توش پیدا میشه تا وبلاگ مینیمال نوس های گمنام ! از وبلاگ مهاجرین غربت نشین تا فتوبلاگ های غربی. از خبرگزاری ها و خبر پراکن های داخلی (چپی و راستی !) تا وبلاگ بزرگان مملکتی ! در کل آشفته بازاریست که نپرس و نگو ! فقط همین رو بگم که ظرف چند روزی که نبودم ، حدود ۶۰۰۰ آیتم ناخوانده روی هم رفته که دقیقا نمی دونم آیا قرار هست به خوانده تبدیل بشه یا نه !

البته تصمیم جدی دارم به حداقل گلچین لیستم و حذف مواردی که شاید مقطعی بهشون نیاز داشتم و دیگه ندارم . یا اینکه با روشی که جدیدا باهاش آشنا شدم ، فقط برترین های هر سایت رو بخونم که خودش خیلی کمک بزرگیه !

در کنار این حجم عظیم اطلاعات ، یکی دیگه از الطاف که گوگل به من و جامع بشری داشته ، موتور جستجویی هست که این امکان رو به من میده بین اشتراک هام (چه خوانده و چه نخوانده) بگردم ! حسنی که این روش نسبت به گوگل کردن معمولی داره ، اعتماد بیشتر و جو آشنا تره . درسته که اگر موضوع مورد نظرم رو توی گوگل جستجو کنم ، نتیجه بهتری می گیرم . اما با سرچ توی گودرم ، اول به جواب هایی می رسم که افراد مورد اعتمادم نوشتند ، ضمنا آشنایی با سبک نوشتن هر کسی در تفهیم اون موضوع خیلی تاثیر گذاره !

پایان : دقیقا نمی دونم اینها رو روی چه حسابی اینجا نوشتم! شاید از اینکه ۴۰ روز نبودم و ننوشتم ناراحتم و می خوام از ۲ روز باقیمانده نهایت استفاده رو برای نوشتن پست های بی ثمر بکنم ! ولی امیدوارم این نوشته ، باعث بشه دل کسانی که از این دردانه اینترنتی بهره نمی برن ، قنج بره و زودتر ته توی قضیه رو در بیارن و سریع به جمع ما بپیوندند !

پ.ن : یکی از امکانات گودر ، گلچین کردنه ! اگر مایلید گلچین من رو بین هزاران عنوان بخونید و ببینید ، اینجا کلیک کنید

به روز شدیم !

سه شنبه, ۱۰ دی, ۱۳۸۷

بالاخره نسخه جدید وردپرس رو روی وبلاگم پیدا کردم و با هر بدبختی ای که بود ؛ فارسی ساز رو هم روش سوار کردم

فعلا که تو بخش مدیریت ؛ به شدت مشکل کمبود تاهوما دارم ! ببینیم بعدا چی میشه !

پ.ن : این پست صرفا برای سنجش سرعت نسخه ۲٫۷ ورپرس بود و هیچ ارشی دیگری ندارد :)

نیازمند راهنمایی

چهارشنبه, ۴ دی, ۱۳۸۷

از چند ساعت قبل ؛ دارم روی یک مطالب نسبتا بلند برای معرفی هر چه بهتر واژه فید و کاربرد های اون کار می کنم . چند بار مطالبی نوشتم ؛ اضافاتش رو پاک کردم ؛ به قول معروف متن رو لینکی کردم تا نوشتم مستند تر بشه . در کل تمام سعیم رو کردم که متنی رو در نهایت آماده کنم که نه خیلی طولانی بشه که مخاطب از خودنش دلسرد بشه و نه خیلی کوتاه که نتونم تمام آن چیزهایی رو که باید بیان کنم . العان هم مشکلم سر اینه که شما به عنوان مخاطب چطوریش رو می پسندید ؟! هر چه مختصر تر بهتر یا هر چه مفصل تر بهتر !؟

شاید این اولین نوشته تخصصی من در حوزه آی تی باشه که خودم شخصا خیلی خیلی مشتاقم ازش استقبال بشه ؛ شاید دلیلی باشه برای هرچه بیشتر کار کردم روی این موضوع که یقینا بیشتر از اینکه برای شما مفید باشه ؛ برام خودم می تونه آموزنده باشه !

همین دیگه ؛ راهنمایی کنید :)

بدون شرح

یکشنبه, ۱ دی, ۱۳۸۷
وقتی ایرانی باشی ...

وقتی ایرانی باشی ...

همه ما بیچاره های اینترنتی

یکشنبه, ۱ دی, ۱۳۸۷

مدتیست که به شکل اعتیاد گونه ای وبلاگ ایرانیهای مهاجر را می خوانم . در این میان ؛ ۳تای آنها هنوز مهر گذرنامیشان خوش نشده و یک جورهایی تازه خارج (بر وزن تازه وارد!) محسوب می شوند !

از شانس خوب من ؛ هر سه این عزیزان قلم خوبی دارند و به خوبی می توانند آنچه می بینند ؛ انچه می شنوند و از همه مهمتر تفاوت های اینور و آنور  را بیان کنند .

با اینکه علت مهاجرت هر کدام متفاوت است (یکی تحصیل ؛ یکی کار و آنیکی… بماند!) و طبیعتا زندگیهایشان هم با هم ؛ چه اینور و چه انور متفاوت بوده و هست ؛ ولی هر سه از یک چیز که بینشان مشترک هست زیاد می نویسند : اینترنت !

اینقدر از سرعت بالای اینترنت و فازهایی که با آن گرفتند می گویند و می نویسند که هوش از سر آدم می پرد !

یکی از همان ها ؛ مطلبی نوشته بود با نام “توریسم اینترنتی” و اینطور می گفت :*

وقتی از یک کشوری که سرعت عمومی  اینترنت آن زیر ۱۲۸ کیلوبایت در ثانیه است ؛ به کشوری که سرعت اینترنت رایگانش ۱ مگابایت در ثانیه است می آیی ؛ اینترنت برایت مفهوم تازه ای پیدا می کند . دیگر یوتیوب برایت یک سایت مرده و بلا استفاده نیست . تو می توانی هر چیزی را که بخواهی ببینی ؛ بدون اینکه وقتت را برای لود شدن آن تلف کنی . دیگر فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی برای کند و خسته کننده نیست . اینجا همه چیز رنگ تازه ای دارد

حالا تصور کنید که افراد فوق الذکر همگی وقتی ایران بودند ؛ حداقل از همان اینترنت ۱۲۸ کیلوبایت فیض می بردند ! و باز تصور کنید که من بیچاره ؛ العان مجبورم با اینترنت ۳۳٫۶ کانکت شوم و حتی لود شدن آسان یک عکس هم برایم تبدیل به یک آرزوی دست نیافتی شده است؛ یوتیوب و فیس بوک و… هم باشد پیشکش !

فقط خدا می داند که چقدر فید هایی دریافت کردم که مثلا یه مجموعه عکس زیبا را به اشتراک گذاشته و چقدر لینک هایی از یوتیوب گیرم آمده که خیلی دوست داشتم ببینمشان ؛ ولی وقتی به سرعت کانکتم نگاه می کردم و متوجه می شدم در ۱ ساعت گذشته فقط ۱۰ مگابایت دانلود داشتم ؛ کلهم پشیمان می شوم !

اوضاع وقتی خنده دار تر می شود که من برای داشتن همین اینترنت مفتضح ؛ می بایست ماهیانه مبلغی برای حق اشتراک بپردازم و حدود ۳۰ هزارتومان هم برای هزینه تلفن !

* = نقل مضمون !

پ.ن: آدرس وبلاگ ها را بنا به فیلی شدنشان نمی توانم بگذارم !

gprs و دیگر هیچ !

سه شنبه, ۱۴ آبان, ۱۳۸۷

خدا رحمت کند پدر تمام کارمندان گوگل رو که سراسر خیر برکت می رسونن ! همین یکی ؛ دو روز پیش لینکی تو “گودرم”دیدم که

http://googlereader.blogspot.com/uploaded_images/phone.jpg

حکایت از فعال شدن gprs همراه اول می کرد . ما هم که همیشة خدا منتظر این خبر بودیم ؛ مثل اینترنت ندیده ها به سمت سایت درپیت شرکت دویدیم و gprsمان را اکتیو نمودیم :)

شاید در کمتر از نیم ساعت ؛ اعتیاد وبگردی و مهمتر از اون “گودر خوانی” با گودر گوگل ؛ ویژه موبایل که حجم مط

الب رو فوق العاده کم می کنه و سرعت رو ۶۰۰ برابر افزایش میده با موبایل به تمام سلول های بدنم نفوذ کرد ! شدیدا تاکید می کنم اگر تا حالا فکر می کردید مخدرات دودی ؛ مخربن ؛ باید عرض کنم زرشک ؛ این یکی چیز دیگه ایه :)

به هر حال ؛ کلهم سیستم رو تعطیل کردیم و چسبیدیم به این موبایل ! ناگفته نماند که opera mini هم لذت وبگردی و گودر خوانی رو تا حدودی زیادی افزایش می ده !

ضمنا ؛ از اونجایی که gprs همراه اول ؛ مثل همه چیز دیگش درپیت ؛ گران و بی کیفیت هست ؛ شدیدا پیشنهاد میشه یه خط ایرانسب فرد اعلا ابتیاع نمائید و با ۵۰۰۰ تومن شارژ اولیش ؛ کلی مطلب بخوانید و حالش رو ببرید !

پ.ن:

این دو را بخوانید ؛ اولی انگلیسی و دومی فارسی !

۱ ؛  ۲

جایگاه اینترنت در ایران

یکشنبه, ۵ آبان, ۱۳۸۷

این پستی که می خوانید ؛ اولا ترکیبی از چند مطلبی هست که چند وقتیه می خوام بنویسم ؛ پس شاید کمی طولانی باشه ! ضمنا تمام موارد ؛ عقاید شخصی من و قاعدتا دلیلی بر درست یا غلط بودنش ندارم (که اصلا ماهیت وبلاگ همینه !)

طی ۱ هفته گذشته گویا زمین و زمان پایه شدن تادرباره وضعیت دنیای مجازی تو ممکلت اطلاع رسانی کنند. اول گفتگوی خبری یکی از شبکه ها ؛ بحثی مزحک درباره تجارت الکترونیک و بسترهای موجودش(!) صحبت می کردند.امروز یا دیروز هم صحبتی بود درباره قابلیت ها اینترنت (یا یه همچین چیزی) و آخریش هم همین امشب ؛ برنامه چراغ خاموش ؛ پیرامون جرائم اینترنتی ! در مورد این آخری فیلمی با نام “هکر” هم چند شب پیش با نازل ترین نگاه ممکن ساخته و پخش شد

به موارد فوق نمایشگاه کودکانه “رسانه های دیجتال و دنیای مجازی” رو اضافه کنید

همه اینها ؛ به علاوه نمایشگاه الکامپ که پیش روی داریم ؛ حکایت از توجه (هر چند دیر) مسئولین ممکلتی به این وادی می کنه . ولی واقعا نگاه و رویکردی که مسئولین ما نسبت به این مهم دارن ؛ چقدر به واقعیت نزدیکه و آیا واقعا از فاصله های موجود بین ما و جهان پیرامونمون مطلع هستند که اینقدر با اعتماد بنفس ؛ از پیشرفت حرف می زنن و وعده فتح قله ها به زودیِ خود می دن ؟!

برای اینکه نه خودم رو خسته کنم و نه شما رو ؛ به ذکر فهرست وار عدله ام می پردازم ؛ با مقادیری توضیح کوتاه !

۱- حتما واژه فارسی سازی شده “رعایت حقوق مولفین و پدیدآورندگان محصولات نرم افزاری” رو شما هم شنیدید ! یقینا این جمله رو هم اول فیلم های مجاز دیدید که میگه “کپی غیر قانونی محصولات ؛ یعنی دزدی” برای من خیلی جالبه مسئولین ما که اینقدر به حلال و حروم خور بودن مردم اهمیت می دن ؛ چرا یه تذکر نمی دن که کپی ویندوز یا هر برنامه خارجی هم نوعی دزدیه ! یعنی مرغ همسایه غازه ؟!

۲- مسئول ِ محترمی در برنامه محترمی از مشکلات برنامه نویسان ایرانی در امیر خطیر صادرات نرم افزار صحبت می کردند . این جناب از انواع اقسام مشکلات صحبت کردند ؛ ولی گویا ایشون و همکاراشون هیچ مشکلی با “بانک های اینترنتب” نداشتن ! چون هیچ جای صحبت های ایشون حرفی از این زده نشد که “هیچ کدوم از بانک ها و حساب های الکترونیکی دنیا ؛ ایران رو به رسمیت نمیشناسن و در صورتی که بفهمن صاحب حساب ؛ ایرانی مقیم ایران هست ؛ فی الفور حساب رو به همراه محتویاتش ؛ بلاکه می کنن ” ! ساده انگاری نیست اگر فکر کنیم مسائل سیاسی تنها عامل این اتفاقه ؟ یعنی می فرمائید آنطرفی ها عین خیالشون نیست که ما داریم نرم افزار های ۲۰۰۰ دلاریشون رو ؛ اینور به صورت اورجینال  ؛ از نوع وطنی(!) می فروشین ۱۰۰۰ تومن ؟!

۳- در همان برنامه تلوزیونی بالایی ؛ در بخش مصاحبه ؛ از آقایی پرسیدند که به نظر شما نرم افزار های ایرانی می تونن نیازهای یک کاربر رو برطرف کنه ؛ این آقای خوشحال هم با سری بالا و اعتماد بنفس زیاد فرمودند “چرا که نه ؟!” عجیب تر آنکه جنال مسئول هم تصدیق کردند ! حالا من ِ ایران می خواستم آن آقا و آن آقای مسئول برای این برنامه ها ؛ نمونه ایرانی معرفی کنند ؛ قیمتش هم اصلا مهم نیست ! : فتوشاپ ؛ اوتلوک ؛ ویندوز ؛ آفیس …. کارایی یک ؛ صدم اینها هم باشه ما قبول داریم …

۴- نمی دونم شما نمایشگان رسانه های دیجیتال رفتید یا نه ؛ ولی اگر نرفتید حتما برید ؛ البته اگر به مقادیر زیادی خنده نیازمندید ! فقط به ذکر ۲ نمونه خنده دار بسنده می کنم . اول آنکه تو کاتالوگی که با زور گیر آوردم ؛ لیست کنفرانس ها بود که یکیش با موضوع کپی رایت بود . جالب اونجاست که تو همون نمایشگاه و اتفاقا تو یکی از بزرگترین غرفه ها ؛ مجموعه لرد۲۰۰۸ (!) رو می فروختند ! فروشنده محترم اذعان می داشتند که مجموعشون که شامل حدود ۲۰٫۰۰۰ دلار هست رو میتونید با ۱۰٫۰۰۰ تومن بخرید ! ضمنا ایشون معتقد بودند باید کپی رایت رو درباره برنامه ایشون رعایت کنیم …

محصول جالب دیگه ای هم که ارائه شده بود و من هم ابتیاع کردم ؛ مجموعه ۵۰۰ عکس از ۵۰۰ عکاس برجسته دنیا بود . این عکس که دارای قفل خفن نرم افزاری هست و به این راحتی ها نمیشه ازش استفاده کرد ؛ حتی امکان ذخیره عکس ها هم وجود نداره ! حالا خوشمزشت این آقا بدون هیچ اجازه ای داره عکس عکاسانی که برخیشون هنوز زندن رو می فروشه … این یعنی چی واقعا ؟!

اینقدر نکات ریز و درشت دیگه هم هست که گفتند و میگند و برخی نمیشنوند ! ولی گاهی ؛ واقع بینی ؛ چیز خوبیست …


| ترجمه به فارسی |