نبود ، ۱۳۸ روز دیگه …
بایگانی: ‘مینیمال’
بدون شرح…
یکشنبه, ۲۸ تیر, ۱۳۸۸سربازی خیلی سخته . یا حداقل خیلی سخت از اون چیزی که فکرش رو می کردم
نه جسمی , که روانی . باروح و اعصاب بازی می کنند بی پدر ها !
مادرم…
جمعه, ۱۳ دی, ۱۳۸۷با گریه می گوید : اونجا که رفتی به فرماندت بگو من عادت دارم صبح ها آب پرتغال بخورم
چی رو کجا بنویسم ؟!
پنجشنبه, ۱۸ مهر, ۱۳۸۷گاهی مطلبی به ذهنم میرسه که دوست دارم بیام تو وبلاگم بنویسم . ولی بعد از چند لحظه پیش خودم میگم “تو کدوم دسته ؟!” بعد هم منصرف میشم ؛ به همین راحتی!